خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





چهار

    آخرین باری که نشست توی ماشینم، پراید را خواسته بود. من نفهمیدم که او می خواهد. فکر کردم دوستش می خواهد. گفتم نمی دهم. ولی آخرسر فهمیدم که او می خواهد. پراید کوچولوی روی داشبورد برایم خیلی معناها داشت... ولی خواسته بود و داشتم ازش جدا می شدم و معلوم نبود تا کی ببینمش. کندم پراید را. با چسب یک دو سه چسبانده بودم روی داشبورد. در اولین سعیم کنده نشد. پشت فرمان هم بودم. میثم دید زور زدم و نشده، زور زد و کندش. و به او دادمش... 

    دیروز فهمیدم پرایدم از دست رفته. نوه ی خاله اش آمده بوده خانه شان و پراید کوچولو را دیده بوده و خواسته بوده.

    و او هم نتوانسته مقاومت کند. هر چه ماشین های دیگر را پیشنهاد داده نشده. در آخرین سعیش گفته: این پراید من، صبحا که من صبحونه می خورم بزرگ میشه، من باهاش می رم سر کار و بر که می گردم کوچولو می شه. به این پرایده نیاز دارم برای سر کار رفتن ها...

    ولی نوه ی خاله لجوج تر بوده و پراید را می خواسته...

    پرایدم دارد سریال خودروی تهران 11 مرضیه برومند می شود... و اگر آن کوچولو می دانست که این پراید چه قدر معنا داشته...


    این مطلب تا کنون 24 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : پراید ,بوده ,خواسته ,کوچولو ,
    چهار

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر